اطلاعات تماس

بذر ایده‌ نوین شما، تبدیل به یک باغ پرثمر می‌شود!

بذر ایده‌ نوین شما، تبدیل به یک باغ پرثمر می‌شود!

داشتن یک استارت‌آپ آنقدر جذاب است که همه افراد حداقل یکبار، به راه‌اندازی یک استارت‌آپ، فکر کرده‌اند. ولی معمولا ریسک شروع کار، ریسک از دست دادن شغل قبلی، پیدا کردن سرمایه‌گذار و هم بنیان گذار و.. از جمله عواملی هستند که ایده شما را، در حد ایده و بذر نگه می‌دارند و اجازه رشد و شکوفایی را به شما نمی‌دهند.

چند سالی می‌شود که استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهای اینترنتی در ایران هم، رونق عظیمی داشته اند.

استارت‌آپ‌ها چیستند؟

برای شروع، با یک تعریف ساده شروع می‌کنیم: استارت‌آپ، کسب‌وکار دانش بنیان مبتنی بر فناوری است، اما هر کسب‌وکار مبتنی بر فناوری استارت‌آپ نیست، ولی معمولا همه استارت‌آپ‌ها به نحوی از وب، موبایل، اینترنت و تکنولوژی‌های جدید استفاده می‌کنند تا به رشد بالایی، در زمان کوتاه‌تر دست پیدا کنند.

استفاده از بسترهای اینترنتی، به مقیاس پذیری، رشد، کاهش هزینه‌های شما و دست‌یابی به مشتری‌های بالقوه بیشتر، کاملا موثر هستند.

ولی مشکلی که پیش میاید این است که اگر استارت‌آپ‌ها انقدر پرسود هستند، پس چرا هرکسی اقدام به راه‌اندازی یک کسب‌وکار نوپا و دانش بنیان نمی‌کند؟

در یک آمار جهانی گفته شده است که از هر ۱۰۰ استارت‌آپ‌ ۹۰ تا از آن‌ها شکست می‌خورند.

غریق نجاتی به اسم تفکر طراحی

در این بازار رقابتی، تفکر طراحی (design thinking) مثل یک غریق نجات به کمک صاحبان کسب‌وکارها رفته است. تفکر طراحی بیان می‌کند که: ایده‌های خودتان را در دو بعد ارائه دهید، یک فضای بیان مسئله و  دوم در فضای حل مسئله. بطور مثال برای راه اندازی یک گل فروشی آنلاین شما باید در نظر بگیرید مشتریان شما چه کسانی هستند؛ این راهکار شما، پاسخ به کدام مسئله است؟

قرار است راه‌های کسب درآمد شما از کجا باشد؟ از فروش، حق عضویت و یا شما فقط یک واسطه بین خریدار و فروشنده هستید؟

تفکر طراحی شامل ۵ مرحله است: ۱)شناخت مسئله ۲)تعریف مسئله ۳)ایده پردازی ۴)ساخت نمونه اولیه (Prototype) 5)تست

به محصول تولیدی خودتان از دید انسانی نگاه کنید نه فقط یک کالا! یعنی با مشتری‌های خودتان گفتگو و درد و دل کنید ببینید مشکل آن‌ها چیست، این مساله چقدر اهمیت دارد و چطور می‌توانید در زمان کوتاه به این نیاز و مشکل پاسخ دهید. یک نمونه اولیه از محصول تهیه کنید، در صورت امکان آن را در اختیار مشتریان خود قرار دهید تا ببینید این محصول دقیقا همان کالایی است که آ‌ن‌ها بهش نیاز داشتند. بطور خلاصه سه حوزه را باید در نظر بگیریم: ۱- ارزشمندی: یعنی ببینیم که بازار چه چیزی می‌خواهد ۲-امکان پذیری: باید ببینیم قابل پیاده سازی و اجرا هست.  ۳-شرط بقا و مزیت رقابتی ما نسبت به سایر رقبا چیست.

چرا دایناسورها منقرض شدند؟

مطلب بعدی که برای شروع و بقای کسب‌وکار نوپای خودتان نیاز دارید، بوم شناسی و زمانه شناسی است. یعنی محصول و خدمات شما باید با نیاز روز بازار منطبق باشد. دایناسورها منقرض شدند چون نتوانستند با محیط سازگار شوند، مثل استارت‌آپ‌های غول پیکری که از بین رفتند، چون نتوانستند خودشان را با بازار منطبق کنند و از نیاز بازار عقب ماندند. مثل شرکت نوکیا  (nokia) که با روی کار آمدن گوشی‌های هوشمند، نتوانست از این فرصت بازار استفاده کند و حذف شد.

یک نمونه موفق استارت‌آپ که روز به روز توانست با نیاز کاربران خودش را منطبق کند، پیام رسان تلگرام بود. در هر آپدیت خودش، ویژگی‌های جدیدی را ارائه کرد و فواصل زمانی ارائه نسخه جدید طولانی نبود.

به چه دلیل مشتریان شما را انتخاب کنند؟

مزیت ویژه و منحصر به فرد شما چیست؟ آیا محصول شما، از محصول رقبایتان با کیفیت‌تر است؟ ارزان‌تر است؟ خرید از وبسایت شما راحت‌تر است؟

نماد استاندارد برای جذب اعتماد مخاطبان بسیار مفید است. برگزاری مسابقه هم می‌تواند یک روش جلب توجه باشد. مزیت دیگری که می‌تواند باعث پایداری و ماندگاری برند شما در ذهن‌ها شود، اولین اقدام کننده‌ها است. افرادی که در یک حوزه کاری برای اولین بار یک ‌کسب‌وکاری را آغاز میکنند، در صورت بقا، بیشتر در ذهن‌ها ماندگار می‌شوند. البته لازم به ذکر است که همیشه رقبا باعث حذف شما از بازار و یا تقسیم سود و مشتریان موجود در بازار نمی‌شوند، بلکه باعث می‌شوند شما هر لحظه به فکر پیشرفت، توسعه و ارائه راهکارهای خلاقانه باشید و یا حتی گاهی اوقات عملکرد بد رقبا، باعث تبلیغات مثبت برای شما می‌‎‌‌‌شود.

چون دخلت نیست، خرج آهسته‌تر کن!

برای شروع هرکاری نیاز به انجام یکسری هزینه‌‎های اولیه است. استارت‌آپ‌ها هم مستثنا نیستند.

برای شروع کار باید لیستی از هزینه‌ها را در بیاوریم تا با مقدار سرمایه اولیه خودمان مقایسه کنیم و در صورت داشتن یک شریک و یا هم بنیانگذار با او هم در میان بگذاریم.

هزینه‌های اولیه برای شروع یک کسب‎‌وکار، وابسته به نوع کسب‌‎وکار، اندازه بازار، وسعت کسب‌‎وکار شما می‌تواند متفاوت باشد، اما بصورت کلی یکسری هزینه مشترک داریم مثل:

هزینه‌های تجهیزات و ملزومات

مثل تلفن، اینترنت، لپ تاپ، لوازم التحریر، وسایل کمک‌های اولیه، هزینه‌های فروش و بازاریابی و مهم ترین هزینه شما برای یک کسب‌‎وکار هزینه بازاریابی دیجیتال و تولید محتوای مناسب است.

هزینه های فناوری

علاوه بر موارد بالا، یک لیست طویلی هم برای هزینه های فناوری یک استارت‌آپ وجود دارد که باید خبر داشته باشید:

مجوزهای نرم افزار، پشتیبانی، فناوری اطلاعات، ذخیره اطلاعات و درگاه‌های پرداخت

استراتژی کلی ساختار هزینه

در کل، ساختار هزینه ها، دو استراتژی دارند: مبتنی بر هزینه و مبتنی بر ارزش.

استراتژی هزینه محور

هرچه ارزان تر بهتر!! در هر کسب و کاری این بحث وجود دارد که هزینه ها تا جای ممکن کاهش یابد و الویت اصلی برخی  کسب‌وکار ها این است که با کمترین هزینه، محصول و خدمات خود را تولید کنند.

استراتژی ارزش محور

هر چه لاکچری تر بهتر!! در برخی دیگر از کسب وکارها اولویت این است که محصول و خدمات با بهترین امکانات و یا بصورت شخصی سازی شده به دست مشتری برسد.

مهم‌ترین مسئله برای شکوفایی بذر شما، خاک است.

همانطور که برای پرورش گیاه، خاک جز عناصر اصلی است. برای راه اندازی و یا توسعه startup، پیدا کردن سرمایه‌گذار، مسئله اساسی برای تامین هزینه‌های مورد نیاز شما است.

اولین مسئله برای تامین سرمایه که به ذهن هرکسی می‌رسد گرفتن وام است.

اما معمولا به دردسر آن نمیارزد، چون معمولا هم زمانبر هستند و هم مبالغ کمی به شما وام داده می‌شود بعد از یک پروسه اداری طولانی.

دوستان و خانواده

یک روش معمول برای جذب سرمایه این است که بنیانگذاران برای راه اندازی شرکت‌های خود به سراغ دوستان و آشنایان خود میروند، اما فراموش نکنید که با آن بصورت مسائل شخصی برخورد نکنید و حتما مسائل را مکتوب کنید.

سرمایه‌گذاران خطرپذیر

سرمایه گذاری ای است که در استارت‌آپ‌ها و کسب و کارهای کوچکی که معمولاً ریسک بالایی دارند و پتانسیل رشد نمایی نیز دارند، صورت می گیرد. هدف از سرمایه گذاری خطرپذیر، کسب بازده بسیار بالا برای شرکت‌ها است .

سرمایه گذاران فرشته

سرمایه گذاران فرشته معمولا افراد ثروتمندی هستند که می خواهند مبالغی از پول خود را، معمولاً در استارت‌آپ‎‌ها سرمایه گذاری كنند. معمولا یكی از انواع قابل دسترس سرمایه گذاری اولیه، برای یک کارآفرین هستند و مزیت این نوع سرمایه‌گذاران این است که در مدیریت شرکت دخالتی نمی‌کنند.

شتاب‌دهنده‌ها

شتابدهنده‌ها با سرمایه‌گذاری اولیه روی یک شرکت نوپا، درصدی از مالکیت آن را در اختیار می‌گیرند و در عوض امکان رشد سریع و صحیح شرکت‌های استارت‌آپی را مهیا می‌سازند و معمولا شتابدهنده‌ها شرکت‌های خصوصی هستند.

مراکز رشد

بر خلاف شتاب دهنده ها،مراکز رشد یا دولتی هستند یا وابسته به مراکز دولتی. ازاستارت‌آپ‌هایی که سیاست‌هایی در راستای سیاست‌های کلان جامعه دارند، حمایت می‌کنند و اکثرا منابع مالی خود را از بودجه دولتی تامین می کنند.

و در پایان

در این مقاله سعی کردیم شما را با استارت‌آپ‌ها، چالش‌ها و عوامل موفقیت آنها آشنا کنیم. همینطور اطلاعاتی از انواع هزینه‌ها در شروع کسب‌وکارهایی نوپا و انواع روش‌های جذب سرمایه برای شروع کسب‌وکارهای شخصی. امیدواریم که این مقاله برای شما مفید بوده باشد و از اینکه نظرات خودتان را با ما در میان می‌گذارید سپاس گزاریم.

ارسال یک نظر